متافیزیک و علوم ماورایی و عرفانی

متافیزیکی عرفانی

انسانیت
نویسنده : مصطفی نظری - ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٠
 

انسان‌ها به شیوه هندیان بر سطح زمین راه مى‌روند. با یک سبد در جلو و یک سبد در پشت. در سبد جلو, صفات نیک خود را مى‌گذاریم. در سبد پشتی, عیب‌هاى خود را نگه مى‌داریم. به همین دلیل در طول زندگى چشمانمان فقط صفات نیک خودمان را مى‌بیند و عیوب همسفرى که جلوى ما حرکت مى‌کند. بدین گونه است که درباره خود بهتر از او داورى مى‌کنیم، غافل از آن که نفر پشت سرى ما هم به همین شیوه درباره ما مى‌اندیشد.

پائولو کوئیلو



انسان های بزرگ در باره عقاید  سخن می گویند

انسان های متوسط در باره وقایع سخن می گویند

انسان های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند


انسان های بزرگ درد دیگران را دارند

 

انسان های متوسط درد خودشان را دارند

 

انسان های کوچک بی دردند



انسان های بزرگ عظمت دیگران را می بینند


انسان های متوسط به دنبال عظمت خود هستند

انسان های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند



انسان های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند


انسان های متوسط به دنبال کسب دانش هستند

انسان های کوچک به دنبال کسب سواد هستند



انسان های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند


انسان های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد

انسان های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند



انسان های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

انسان های متوسط به دنبال حل مسئله هستند

انسان های کوچک مسئله ندارند



انسان های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمی گزینند

انسان های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند

انسان های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرند


 
 
کالبدهای انسان
نویسنده : مصطفی نظری - ساعت ٦:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۸
 
کالبد اتری
لایهُ  اول
کالبد اتری که نام آن برگرته از اتر (حالتی بین انر‍‍ژی و ماده) می باشد ،از خطوط ظریف انرژی که بی شباهت به خطوط صفحه ی تلویزیون نیست ،‌و همچون «بافتی درخشان از اشعه های نور» می باشد تشکیل شده است  ساختار این کالبد همچون کالبد فیزیکی بوده، شامل تمام بخشهای آناتومی و اعضاء مشابه بدن می باشد.
اتری دارای ساختمان معین، متشکل از خطوط نیرو یا قالب انرژی است که ماده فیزیکی بافتهای بدن بر اساس این قالب شکل گرفته ، مستقر می گردند . وجود بافتهای فیزیکی صرفاًً به دلیل قالب حیاتی اتری است ،‌به عبارتی دیگر حوزه ی مزبور پیش نیاز وجود جسم است، نه نتیجه ی کالبد فیزیکی. در مشاهداتی که توسط دکترجان پیراکس و من به عمل آمد ،‌همین رابطه در گیاهان مورد تایید قرار گرفت . ما با استفاده از حس برتر مشاهده نمودیم که پیش از رشد برگ، قابل حوزه انرژی در ناحیه ای که بعدها آن برگ رشد خواهد کرد، انعکاس یافته و سپس برگ در آن قالب از پیش به وجود آمده، رشد می نماید .

ساختمان شبکه ای کالبد اتری دارای جنبشی مداوم است از دریچه ی نگاه یک روشن بین، در امتداد خطوط انر‍ژی این کالبد، شعاعهای نور که به رنگ سفید متمایل به آبی می باشند، در سراسر جسم متراکم فیزیکی در جنب و جوش هستند . کالبد اتری در حدود۶/۰ الی ۵ سانتیمتر بالاتر از کالبد فیزیکی قرار دارد و ضربان آن ۱۵ الی ۲۰ سیکل در دقیقه می باشد .

رنگ این لایه از آبی روشن تا خاکستری در نوسان است لایه دارای رنگ آبی روشن ، به نسبت خاکستری خاص تر است . بدین معنی کالبد اتری در فردی که دارای حساسیت بالاتر و کالبدی حساس تر است ،‌به آبی روشن میل می کند، در حالی که یک ورزشکار دارای کالبد اتری خاکستری است . تمام چاکراهای این لایه همرنگ خود کالبد هستند ،‌یعنی بین آبی و خاکستری در نوسان می باشند. چاکراها همچون گردابهایی هستند که درست مثل خود کالبد، از شبکه های نور تشکیل شده اند . انسان می تواند تمام اورگانهای جسم فیزیکی را احساس کند اما آنها را از این نور آبی فام درخشان تشکیل شده اند . این ساختار اتری نیز مانند حوزه انرژی برگ، قالبهای رشد سلولهای بدن را به وجود می آورد ،‌بدین طریق که سلولهای بدن در امتداد خطوط انر‍ژی قالب اتری رشد می کنند .

پیش از رشد سلولها قالب مربوطه فراهم می گردد . چنانچه می توانستیم کالبد اتری را به تنهایی مشاهده کنیم، ظاهراً به مرد یا زنی شباهت داشت که از خطوط نورانی آبی با درخشش دائمی متشکل شده است، و شباهتی به مرد عنکبوتی  ندارد .

شاید بتوانید با نگاه کردن به شانه ی فردی در نور خفیف و در زمینه ای به رنگ سفید مات یا سیاه مات و یا سیرآبی، جرقه های کالبد اتری را مشاهده کنید . این جرقه، به عنوان مثال در ناحیه شانه به وجود آمده ، سپس در طول باز و مانند موج به پایین می رود . با نگاهی دقیقتر بین شانه و مه آبی رنگ اتری فضای خالی را تشخیص خواهید داد . پس از آن لایه ای درخشانتر از نور آبی وجود دارد که با دور شدن از بدن، به تدریج محو می گردد . باید بدانید که این نور به محض مشاهده ناپدید می شود ،‌زیرا بسیار سریع حرکت می کند. هنگامی که برای حصول اطمینان مجدداً بدان ناحیه نگاه کنید، احتمالاً به صورت جرقه ای مواج به سر انگشتان دست رسیده است با تلاش مجدد ، جرقه بعدی را خواهید دید .



۱-TheErheric Body

2- در مورد عملکرد و ترتیب قرار گرفتن کالبدهای مختلف ،‌ بین مکاتباتی که وجود آنها را در انسان شناسایی و گزارش نموده اند ، اختلاف نظرهایی وجود دارد . به عنوان مثال، مادام بلاواتسکی کالبد اتریک را بخشی از کالبد چهارم، یعنی ذهنی به حساب می آورد . از نظر وی ترتیب کالبدها چنین است: فیزیکی ، عاطفی (اثیری)، علی ،‌اتریک و روح . در اینجا کالبد اتری بخشی فوقانی ذهنی بوده و جایگاه اشراق و ذهن ناخودآگاه قلمداد می گردد، در حالی که نویسنده کتاب حاضر،‌اتری را نخستین لایه ی حوزه معرفی می نمایدم.

۱-The Spiderman یکی از شخصیت های کارتون به نام مرد عنکبوتی که لباس و ماسکی با طرح تار عنکبوت دارد.م


کالبد عاطفی 

لایهُ  دوم

کالبد دوم هاله  یا کالبدی که لطیف تر از اتری است، عموماً کالبد عاطفی خوانده می شود و با عواطف سروکار دارد . شکل این لایه تقریباً مشابه کالبد فیزیکی است . عنصر آن سیال تر از اتری بوده و نسخه دقیق کالبد فیزیکی نیست . ظاهرا آن مانند ابرهای رنگین از جنس عنصری لطیف در حرکتی سیال و دائمی است فاصله سرحد آن از جسم بین ۵/۲ تا ۵/۷ سانتیمتر می باشد.

این لایه کالبدهای متراکم تر زیرین را در بر می گیرد. رنگ های آن از ابرهای شفاف ودرخشان تا مه غبار آلود و تیره در نوسان است این به شفافیت یا اغتشاش عواطف و یا انرژی های مولد آنها بستگی دارد . عواطف سرشار از انرژی و روشنی همچون عشق ،‌هیجان ،‌شعف یا خشم ، درخشان و زلال هستند و عواطف مغشوش و تیره، غبار آلود در صورتی که عواطف دسته ی دوم در اثر برخوردهای فردی ، روان درمانی و سایر موارد انرژی دریافت کنند، رنگ های آنها به شکل اولیه خود ،‌یعنی شفافیت باز می گردند در فصل ۹ پیرامون این پدیده بحث خواهد شد .

تمام رنگ های رنگین کمان در این کالبد موجودند. هر چاکراهایی است با رنگ های متفاوت از چاکراهای دیگر و این رنگ ها در ترکیب همچون رنگین کمان هستند فهرست زیر نشانگر چاکراهای کالبد عاطفی و رنگ های آن هاست .

چاکرای ۱= قرمز

چاکرای۲= نارنجی – قرمز

چاکرای ۳= زرد

چاکرای۴= سبز چمنی روشن

چاکرای ۵= آبی آسمانی

چاکرای ۶= نیلی

چاکرای ۷= سفید

در فصل ۹ تعدادی از مشاهدات کالبد عاطفی در طول جلسات درمانی ارائه می شوند در نگاهی کلی این کالبد متشکل از حبابهایی رنگی می نماید که در داخل قالب حوزه ی اتری و اندکی فراتر از آن در جنبش هستند . گاهی ممکن است فرد قطرات رنگین انرژی را به اطراف پرت کند این حالت بطور اخص در جلسات درمانی ،‌که افراد عواطف خود را رها می سازند ، قابل روئت است .



۱-The Emotional Body

2- مشاهدات نویسنده در مورد این کالبد ، با گزارشهای برخی از مکاتب مطابقت دارد ،‌این کالبد را Astral Body یا کالبد اثیری یا عاطفی منشا عواطف بشری از قبیل خشم، نفرت و عشق انسانی است . این همان بخشی از وجود انسان است که از استعمال مواد مخدر یا الکل لذت می بردم .

 

کالبد ذهنی

لایهُ  سوم

سومین کالبد هاله ، کالبد ذهنی است  این کالبد فراتر از عواطف و دارای جنسی لطیف تر می باشد و محتوای آن افکار و پدیده های ذهنی است کالبد مذکور معمولا دارای رنگ زرد درخشانی بوده ،‌در اطراف سر و شانه ها قابل روئیت است و به طور کلی در اطراف بدن گسترش یافته درخشانتر می شود ، فاصله حاشیه ی آن از جسم بین ۵/۷ تا ۲۰ سانتیمتر است .

کالبد ذهنی نیز یکی از کالبدهای سازمان یافته است و از ساختار عقیدتی ما تشکیل شده است . در بیشتر موارداین لایه زرد بوده، در درون آن قالبهای فکری مشاهده می شوند . رنگ های دیگری نیز در روی این حبابها را می پوشانند که در عمل از سطح عاطفی نشات می گیرند . این رنگ به معنی احساس فرد در رابطه با آن اندیشه خاص است ما به واسطه تمرکز بر محتویات فکری این قالبها آنها را تقویت می کنیم  اندیشه هایی که به صورت عادت در آمده اند ، به نیروهای منظم بسیار قدرتمندی تبدیل شده، زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهند .

مشاهده ی این کالبد برای من از همه دشوارتر بوده است شاید بخشی از این دشواری به این دلیل باشد که تازه انسان در آغاز راه توسعه کالبد ذهنی و بهره برداری آشکار از قابلیتهای ذهنی خویش است به همین دلیل ما نسبت به فعالیتهای ذهنی خویش کاملاً آگاه بوده جامعه ی خویش را جامعه تحلیل گر می دانیم .

فراسوی جهان فیزیکی

در روشی که  جهت شفا به کار برده می شود سه لایه ی تحتانی هاله ،‌انرژی های مورد مصرف جهان فیزیکی ، و سه نوع انرژی مصرفی جهان معنوی مورد نظر است . لایه چهارم یا کالبد اثیری که با چاکرای قلب مرتبط است ،‌معبر عبور از تمام انرژی ها از جهان به جهان دیگر است . بدین معنی که انرژی معنوی می باید از میان آتش قلب عبور کند تا به انرژی های تحتانی فیزیکی مبدل گردد و از سوئی دیگر انر‍ژی های فیزیکی متعلق به سه لایه ی تحتانی باید از آذر استحاله گر قلب بگذرند تا به انرژی معنوی تبدیل شوند . در روش شفای همه جانبه ، که در فصل ۲۲ مورد بحث قرار خواهد گرفت ، از انرژی تمامی کالبدها و چاکراهای بهره بردای نموده ،‌آنها را از قلب یا مرکز  عشق عبور می دهیم .

تا کنون موضوع بحث ما ، سه لایه ی تحتانی بوده اند اکثر روشهای روان درمانی که من در این کشور مشاهده کرده ام، صرفاً بر سه لایه ی تحتانی و مرکز قلب متمرکز بوده اند . همین فردی که معاینه ی چهار لایه فوقانی حوزه ی انرژی را آغاز نماید، همه چیز تغییر می یابد زیرا با گشودن حواس در سطوح بالاتر از لایه سوم، به تدریج تشخیص افراد یا موجودات فاقد کالبد فیزیکی که در آن اقلیم زندگی می کنند، میسر می گردد . در اثر مشاهدات خود و سایر روشن بینان ، چنین دریافته ام که سطوح دیگری از حقیقت یا «محدوده های فرکانسی» دیگری از واقعیت فراسوی جهان فیزیکی وجود دارند . چهار لایه فوقانی هاله با چهار طبقه از جهانهای مذکور در انطباق می باشند . مجدداً باید تکرار کنم که بحثی در پی می آید تلاشی است برای تشریح پدیده های مشاهده شده و من اطمینان دارم که در آینده روشی بهتر برای این منظور به وجود خواهد آمد روش حاضر برای من کاربرد دارد .

بر اساس شکل سه چاکرای فوقانی بدن را بطور عمومی با اعمال فیزیکی ،عاطفی و ذهنی انسان از بعد معنویت مرتبط دانسته ام دلیل این امر این است که اکثر ما صرفاً از این اجزاءوجودی خود و عملکردهای محدود آنها استفاده می کنیم . این مراکز جایگاه اراده ی برتر عاشقانه و دانایی برتر می باشند ، که در آن شرایط تمامی مفاهیم به یکباره ادراک می گردند لایه چهارم مربوط به عشق اصت این دروازه ی عبور ما به سایر ابعاد هستی است .

با وجود این ،‌تصویر اصلی به مراتب از این پیچیده تر است هر یک از لایه های بالاتر از سطح سوم خود طبقه کامل بوده، دارای موجودات ،‌اشکال حیاتی ،‌و اعمال شخصیتی هستند که فراتر از آنچه به عنوان بشر می شناسیم قرار دارند. هر یک جهانی مستقل هستند که ما در آن زندگی می کنیم . بیشتر ما این ابعاد حقیقت را در خلال رویا تجربه می کنیم ولی آن را به خاطر نمی آوریم برخی از ما از طریق روش های مختلف مدی تیشن و به واسطه ی گسترش آگاهی خود قادریم به این وضعیتها وارد شویم .

روشهای یاد شده مهر موجود در ریشه ی چاکراها را گشوده بدین طریق معبری برای گذر آگاهی به سوی اقالیم برتر به وجود می آوردند . در بحثی که در ذیل قید می گردد، من صرفاً به تشریح لایه های هاله و اعمال محدود آنها می پردازم . بعدا        ً در همین کتاب مطالب بیشتری در مورد لایه های برتر یا «حدوده های فرکانسی برتر» درج خواهد شد .

لایه اثیری
کالبد چهارم

کالبد اثیری فاقد شکلی معین و مرکب از ابرهای رنگین زیباتری نسبت به کالبد عاطفی می باشد ترتیب رنگ های کالبد اثیری همانند عاطفی است اما این رنگ ها اکثراً سرخ رنگ عشق را نیز به خود جذب می کنند . چاکراهای قلب فردی عاشق در سطح اثیری، سرشار از نور سرخ است .

بین قلب عشاق ،‌کمانهای زیبایی از نور سرخ را می توان دید ضمن به درخشش زرین معمول غده ی هیپوفیز که من قادر به رویت آن هستم، رنگ سرخ زیبایی افزوده می گردد مردم به هنگام ایجاد ارتباط با یکدیگر ، از درون چاکراهای خود ، ریسمانهایی را جهت اتصال به سوی یکدیگر می فرستند علاوه بر کالبد اثیری، این ریسمانها در بسیاری از سطوح حوزه وجود دارند هرچه روابط دو فرد طولانی تر و عمیق تر باشد ،‌ریسمانها بیشتر و محکم ترند. هنگام پایان یافتن روابط، ریسمانهای مذکور پاره شده ،‌گاهی رنج و درد شدیدی را سبب می شوند . انسان در طی دوره ی «به پایان بردن» دوستی ، غالباً مشغول گسستن این پیوندها در سطوح تحتانی حوزه و تجدید ریشه ی آنها در درون خویش می باشد .

در سطح اثیری تاثیرات متقابل زیادی بین افراد رخ می دهد در میان افراد حاضر در یک اتاق لکه ها، و حبابهای بزرگ رنگی با شکل های مختلفی پراکنده می شوند . برخی از این حبابها خوش آیند، و برخی نا خوشایند هستند . تفاوت بین این دو را می توان حس کرد. ممکن است شما از حضور شخصی در آن سوی اتاق که حتی از حضور شما آگاه نیست، احساس ناراحتی کنید . در این احوال در سطحی دیگر وقایع بسیاری در شرف روی دادن هستند . من افرادی را در کنار هم دیده ام که وا نمود می کردند که به یکدیگر توجهی ندارند در حالی که در کالبد های اثیری آنها ارتباطی تام برقرار بود و مقادیر متنابهی حبابهای انر‍ژی در حال داد و ستد دیده می شد . بدون شک شما نیز چنین چیزی را تجربه نموده اید، بخصوص در ارتباط میان زنان و مردان، مسئله صرفاً بر سر حرکات فیزیکی نیست، بلکه پدیده ای واقعی مربوط به انرژی در این میان وجود دارد که قابل حس است .

به عنوان مثال وقتی مرد یا زنی در خیال خود با فردی رابطه ی نزدیک برقرار می کند ، فرضاً در یک رستوران یا میهمانی، آنچه بین حوزه های انرژی رخ می دهد محلی عملی است ، بدین منظور که آیا حوزه ها با یکدیگر هماهنگ و دو فرد با هم سازگار هستند یا نه در نوشته های بعدی پیرامون پدیده ی تاثیرات متقابل هاله ها بر یکدیگر، بیشتر بحث خواهد شد .

 

کالبد کلیشه ای اتری

لایه پنجم

من پنجمین لایه ی هاله را کلیشه اتری می خوانم  زیرا کلیشه ی تمام اعضاء بدن را در خود دارد و در واقع همانند نسخه ی نگاتیو یک عکس است این لایه نسخه ی منفی کالبد اتری است که آن نیز همان طور که قبلاً گفته شد ، کلیشه کالبد فیزیکی است ساختمان لایه اتری از لایه کلیشه اتری برگرفته می شود .

این لایه اوزالید یا نسخه کامل لایه اتری است فاصله این لایه از بدن در حدود ۴۵ الی ۶۰ سانتیمتر است . در مواد بیماری، هنگامی که شکل لایه اتری مغشوش می شود، عمل لایه کلیشه ی اتری برای تصحیح شکل لایه ی اتری بسیار ضروریست در این لایه صوت خالق ماده است.

و در همین سطح از کالبد صورت بیشترین اثر درمانی را داراست مورد اخیر در فصل ۲۳ که به درمان اختصاص دارد ، به طور کامل تشریح خواهد شد . از زاویه دید حساس من این لایه همچون خطوطی روشن و شفاف در زمینه ای به رنگ آبی کبالتی هستند که به یک طرح آبی نقشه کشی شباهت زیادی دارد با این تفاوت که طرح کلیشه ی اتری در بعد دیگری وجود دارد . به نظر می رسد با پر کردن فضای زمینه شکلی به وجود می آید و خطوط باقی مانده خود قالب مورد نظر را می سازند .

ذکر یک مثال ومقایسه ی به وجود آمدن یک کره در هندسه اقلیدسی و فضای اتری مطلب فوق را روشن می نماید در هندسه اقلیدسی برای به وجود آوردن یک کره ابتدا نقطه را تعریف می کنند رسم یک شعاع به مرکز مذکور و به تمام جهات ابعاد سه گانه، سطح کره را به وجود می آورد. در یک فضای اتری که می توان آن را فضای منفی نامید ، برای تشکیل کره روند معکوسی رخ می دهد بدین طریق که تعداد بی نهایتی از سطوح از تمام جهات فضا را اشغال می کنند و تنها یک فضای کروی تو خالی باقی می ماند این شکل معرف کره است . این کره به وسیله صفحات مذکور اشغال نشده است.

بنابراین لایه ی کلیشه ای اتری حوزه فضایی منفی را به وجود می آورد که قالبی برای رشد لایه ی اول یا لایه ی اتری است . کلیشه اتری قالب کالبد اتری است که ساختمان شبکه ای یا حوزه انر‍ژی منظم را تشکیل می دهد و کالبد فیزیکی  روی آن رشد می کند به این ترتیب لایه ی کلیشه ای اتری حوزه انرژی کیهانی ، تمام اشکال و قالبهای موجود در طبقه فیزیکی ، به جز محتویات  خود لایه ی کلیشه ای ،‌را شامل می شود .

این قالبها در فضایی منفی وجود داشته ، فضایی خالی را به وجود می آوردند که ساختمان شبکه ای اتری در آن رشد می کند و تجلی فیزیکی بر اساس آن پایه بر عرصه وجود می گذارد.

در رویت هاله می توان با تمرکز بر فرکانس ارتعاشی لایه پنجم به طور اخص ، فقط همان لایه را مشاهده نمود . من با انجام این کار شکل هاله ی فرد را بدین صورت می بینم که در حدود ۷۵ سانتیمتر از بدن او فاصله داشته و به یک تخم مرغ باریک شباهت دارد این تصویر شامل تمام اعضا حوزه منجمله ، چاکراها ،‌اعضا و جوارح بدن و بخشهای دیگر آن مانند دست ، پا و غیره در حالت منفی است به نظر می رسد تمام این جوارح از خطوطی شفاف بر زمینه ای به رنگ آبی تیره که فضایی منجمد و ساکن است ،‌تشکیل شده اند هنگامی که خود را برای رویت این سطح از هاله تنظیم می کنم ،‌علاوه بر سو‍ژه مورد نظر می توانم تمام اشیاء اطراف خود را از این بعد ببینیم هنگامی که دستگاه حسی خود را در این سطح تنظیم می کنم به نظر می رسد این عمل به طور خودکار رخ می دهد ، بدین ترتیب که ابتدا توجه خود را به طبقه ی پنجم به طور عمودی معطوف می کنم و سپس بر فرد بخصوصی که مایلم تمرکز می نمایم


 

 


۱-The Mental Body

2-کالبد ذهنی به عنوان لایه یا کالبد چهارم نیز شناخته شده است ، و گفته می شود کالبدی که پیش از آن و در مطالقت با جهان سوم قرار دارد ، کالبد علی The Causal Body است که منشا بذرهای بالقوه زندگی و خاطرات و حافظه می باشد این لایه در برخی از تقسیم بندی ها به عنوان جز تحتانی طبقه ذهنی نیز محسویب می گردد .م

۱-The Astral Level


 

کالبد آسمانی

لایهُ  ششم

سطح ششم که کالبد آسمانی خوانده می شود ،‌بخش عاطفی طبقه معنوی است و  فاصله این لایه از بدن در حدود ۶۰ الی ۷۰ سانتیمتر است در این سطح جذبه عمومی تجربه می شود و می توان به وسیله ی مدی تیشن و سایر طرق انتقالی که در این کتاب ذکر شده اند، به این طبقه دست یافت . وقتی به نقطه ای می رسیم که جایگاه «بودن» و شناخت رابطه ی خویش با عالم است، هنگامی که نور و عشق را در تمام موجودات هستی می بینیم ، وقتی که نور شناور می شویم و حس می کنیم با هم یکی هستیم و با خداوند وحدت حاصل کرده ایم،آگاهی خود را تا طبقه ششم ارتقا بخشیده ایم.

هنگامی که بین چاکرای گشوده ی قلب و چاکرای آسمانی گشوده، ارتباط برقرار گردد،عشق بلاشرط جریان می یابد. در چنین ارتباطی ما عشق بشری، یعنی عشق فطری بشری نسبت به همنوعان خود را با جذبه ی معنوی بدست آمده و در عشق معنوی که فراسوی مفاهیم فیزیکی قرار داشته ،‌به تمامی اقالیم هستی گسترش می یابد، پیوند می زنیم تلفیق این دو عشق تجربه عشق بلاشرط را میسر می سازد.

در چشم من کالبد آسمانی دارای نوری ضعیف و متغیر است که بیشتر آن ازرنگهای ملایم و روشن تشکیل شده است این نور درخششی طلایی- نقره ای و کیفیتی شیشه مانند دارد، گوئی سرچشمه تمامی پولکهای مروارید نشان است شکل آن نا مشخص تر از کالبد کلیشه ای اتری است و در یک کلام گویی از جنس نور اطراف شعله شمع است که در درونش پرتوهای درخشانتری قرار دارند.

کالبد کلیشه ای کتری یا کالبد علی 
لایه هفتم

سطح هفتم بخش ذهنی طبقه معنوی است که آن کالبد کلیشه ای اتری می خوانندفاصله این لایه از بدن در حدود ۷۵ الی ۹۵ سانتیمتر است هنگامی که خود را تا سطح هفتم هاله بالا می بریم ،‌می دانیم که با خالق وحدت حاصل کرده ایم ، شکل ظاهری این لایه همان شکل تخم مرغی خود هاله است و تمام کالبدهای فرد را در بر می گیرد . این لایه نیز یک ساختمان کلیشه ای منتظم است . از دید من این لایه از ریسمانهای نازک و بسیار مستحکم نورطلایی- نقره ای تشکیل شده است که وظیفه ی آنها حفظ انسجام حوزه است . در درون آن شبکه زرینی به شکل کالبد فیزیکی و تمامی چاکراها قرار دارد .

هنگامی که خود را با فرکانس ارتعاشی لایه هفتم تنظیم می کنیم ،‌نور زیبا ،‌زرین و ضعیفی را می بینیم . ضعف ضعیف را به دلیل سرعت تناوب بسیار بالای آن به کار می برم . این کالبد کلیشه شبیه به هزاران ریسمان زرین در هم بافته می نماید . شکل تخم مرغی آن در حدود ۹۰ الی ۱۵۰ سانتیمتر با بدن فاصله دارد . این از فرد به فرد متغیر است نوک این تخم مرغ در پایین پاها و انتهای پهن ترش در حدود ۹۰ سانتیمتری بالای سر قرار دارد . در صورتی که فرد انرژی زیادی داشته باشد، این ابعاد قابلیت توسعه زیادی دارند . حاشیه بیرونی آن عملاً همچون تخم مرغی دیده می شود و به نظر می رسد ضخامت این پوسته بیرونی ۸/۰ الی ۵/۱ سانتیمتر باشد . پوسته ی خارجی کالبد هفتم بسیار قوی و دارای خاصیت ارتجاعی است و همچون پوسته ی تخم مرغی که جوجه را محافظت می کند، از هاله مراقبت می نماید و در برابر هر گونه نفوذی مقاوم است . تمام چاکراها و قالبهای کالبدی موجود در این لایه گوئی از نوری زرین ساخته شده اند . این مستحکم ترین و در عین حال ارتجاعی ترین بخش هاله است.

لایه هفتم را می توان به نوعی موج درخشان ایستا با شکلی پیچیده که سرعت نوسانی بسیار زیادی دارد ، تشبیه نمود با نگاه کردن  به آن حتی ممکن است صدایی شنیده شود . من اطمینان دارم که چنانچه فردی بر چنین تصویری مدی تیشن کند قادر به شنیدن این صوت خواهد بود .

لایه زرین کلیشه ای نیز حامل جریان نیروی اصلی است که در امتداد نخاع حرکت کرده ،‌کل بدن را تغذیه می نماید این جریان زرین در عین حال با ارتعاش در امتداد نخاع، انرژی های مختلف را به ریشه ی چاکراها می رساند و انرژی های دریافتی از چاکراهای مختلف را با یکدیگر مرتبط می سازد . جریان اصلی عمودی نیرو بر سایر جریانهای عمود بر آن تاثیر گذارده ، نهرهایی زرین به وجود می آورد که مستقیماً از بدن به سوی خارج جاری می گردند . این نهرها نیز به نوبه ی خود بر جریانهایی که در حوزه دور می زنند اثر می گذارند . بدین ترتیب تمام حوزه انرژی و لایه های تحتانی آن با این شبکه ی درهم بافته شده احاطه و مراقبت می شوند . این شبکه نمایانگر قدرت نور زرین یا شعور الهی است که حوزه ی انرژی را با انسجام و اتفاق حفظ می کند .

علاوه بر آنچه که ذکر شد، پیوندهای زندگی های گذشته به صورت نوارهائی در درون پوسته ی تخم مرغی لایه کلیشه ای  کتری قرار دارد . نواری که در نواحی نزدیک به گردن قرار دارد معمولاً شامل آن دسته ای از تجریات گذشته است که در زندگی کنونی در حال خنثی نمودن اثرات آن هستیم . جک شوارتز[۲] این نوارها و روش تشخیص مفهوم هر یک  را با توجه به رنگ آنها تشریح می نماید . در فصل های بعدی ، در مباحث مربوط به جلسات درمان مشکلات مربوط به زندگی های گذشته ، روش عمل بر روی این نوارها را توضیح خواهم داد . سطح کتری آخرین لایه ی حوزه در طبقات معنوی است طرح زندگی جاری در آن وجود دارد . آخرین لایه ای است که مستقیماً با این زندگی فرد مرتبط است فراسوی این کالبد ، کالبد فلکی قرار دارد که با دیدگاه محدود موجودات زنده قابل تجزیه نیست.



۱-The Ketheric Template or Causal Body

1-Jack Schwarz


 

طبقه فلکی

دو طبقه ای که در حال حاضر می توانم فراسوی لایه هفتم درک کنم، طبقات هشتم و نهم هستند . این طبقات به ترتیب با چاکرای هشتم و نهم که در بالای سر قرار دارند ، مرتبط می باشند . به نظر می رسد هر یک از این طبقات طبیعتی بلورین داشته ،‌دارای ارتعاشات بسیار ظریف و سریعی می باشند . ظاهراً این دو لایه نیز از قاعده لایه های فرد و زوج تبعیت می کنند ، بدین ترتیب که لایه ی هشتم ماده ی خام و لایه ی نهم ساختمان منتظم را در خود دارند . سطح هشتم بیشتر مانند عنصری سیال و سطح نهم همچون کلیشه ای بلورین از هر آنچه که پایین تر از آن قرار دارد می باشد.

اگر چه این لایه ها واقعی هستند ، اما من در لابلای آثار مکتوبی مطلبی در مورد آنان نیافته ام .

این تحلیل کالبدی از کتاب باربار آن برنن میباشد که به تنهایی تلیل کامل و صحیحی از کالبدها نیست بلکه باید تحلیل صحیحی از روح به عنوان کالبد کامل انسان کرد لذا در اینده در همین قسمت به تحلیل این قضیه میپردازیم